پرورش ماهی دیوزناو
ادامه مطلب
خواجه بها الدین محمد بن محمد اویسی بخاری، مشهور به شاه نقشبند، متولد در روستای ((قصر عارفان)) در یك فرسنگی شهر بخارا، به سال 718 ه ق ، و متوفی در همانجا به سال 791 . وی گرچه دست پرورده سید امیر كلال (772 ه ق) بود.، امادر واقع، اویسی و مستفیذ از روحانیت عارف بزرگوار((خواجه عبدالخالق غجدوانی است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدوانی افزود. و با الهام از روح او، مامور به تلقین ((ذكر خلفی)) شد و ذكر جهر را منسوخ كرد. آرامگاهش ، هنوز پا بر جا و مزار عاشقان است. طریقه نقشبندیه، به او نسبت دارد.
شاعر معروف:'
''ماه شرف خانم مستوره اردلان''' ویا به اختصار '''مستوره اردلان''' (زاده۱۱۸۴ (۱۸۰۵ (میلادی)|۱۸۰۵)، درگذشته ۱۲۲۷ (۱۸۴۸ (میلادی)|۱۸۴۸).) شاعر، نویسنده و تاریخنگار کرد ایرانی بود.
وی در شهر سنندج در غرب ایران چشم به جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به مرکزیت سنندج بود. زبانهای[کردی، فارسی و عربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت.
همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالتهای قاجار شد. با هجوم قاجار به امارت اردلان در سده ۱۹، مستوره همراه با خانوادهاش به امارت بابان در سلیمانیه کوچ کردند. پسرش رضا قلیخان، جانشین خسروخان اردلان توسط قاجارها به زندان افتاد.
پیشینه:
ابوالحسن بیگ پدر ماه شرف خانم از سوی پدر از خوانین درگزین همدان بود که جد بزرگ آنان قادر نام زمان شاه سلطان حسین صفوی (۱۷۲۲-۱۶۹۳ / ۱۱۳۵-۱۱۰۵) از همدان به سنندج مهاجرت کردهاست. میرزا عبدالله رونق این مهاجرت را در سال ۱۱۲۰ هـ.ق مطابق ۱۷۰۸ میلادی نوشتهاست، بخش دیگری از درگزینیها به سلیمانیه عراق کوچ کردند و امروز محلهٔ درگزین به نام آنان است.
حاج رجبعلی کلانتر جد بزرگ مستوره در زمان احمد خان فرزند سبحان وردی خان مصادف با حکومت نادر شاه (۱۷۴۳-۱۷۴۰ / ۱۱۵۶-۱۱۵۳) مرد با نفوذی در دستگاه حکومت اردلانها بودهاست. محمد آقای ناظر کردستانی پدربزرگ مستوره یکی از شخصیتهای بلند مقام بود که پنجاه سال همعصر با چند تن از والیان مسئولیت آرامش داخلی و مرزهای کردستان و دخل و خرج و اداره ولایت را بر عهده داشته و در تمام جنگها به همراه خسروخان بزرگ به جنگ و پیکار مشغول بودهاست.
زندگی:ماه شرف خانم در سال ۱۲۲۶ قمری (برابر با ۱۱۸۴ خورشیدی و ۱۸۰۵ (میلادی)|۱۸۰۵ میلادی)، زمان حکومت امان الله خان والی اردلان در خانواده اهل فرهنگ قادری در سنندج به دنیا آمد و به تحصیل و تربیتش همت گماشتند و برخلاف سنت دیرین و جاری زمان، ماه شرف خانم را هم سطح با مردان به آموختن علوم متداول زمان تشویق و ترغیب نمودند، دیری نگذشت که این زن توانمند و با استعداد در ردیف ادیبان و سخن سنجان قرار گرفت و در عفت و پاکدامنی و آشپزی و خانه داری و خصایص و صفات خاصهٔ زنانگی جزو زنان مجرب و کارکشته گردید.
مستوره با ذوق و قریحهٔ شعریش توانست با سرودن قصائد نغز و غزلیات آبدار با شاعران نامدار زمان خود مقابله کند و در تاریخ نویسی پا به پای مورخین در عرصهٔ وقایع نگاری جلوه نماید. میرزا علی اکبر منشی دیوان غزلیات مستوره را بیست هزار بیت دانستهاست. میرزا علی اکبر وقایع نگار در شرح حال او مینویسد: سزاوار است نام مستوره به خاطر فضل و کمال و خط و ربط و شعر و تاریخ نگاری اش در ردیف زنان برجسته و مورخین نامدار قرار گیرد.
ماه شرف خانم در هفده سالگی به اجبار به عقد و ازدواج خسرو خان فرزند امان الله خان بزرگ درآمد. میرزا علی اکبر منشی مینویسد: «مستوره چون شأن و شایستگی خود را برابر با مردان روزگار میدانست از این مواصلت و مزاوجت امتناع داشت تا اینکه خسروخان پدر و جد او را همراه چند تن از بستگان به زندان انداخت و ابوالحسن بیگ را مجبور به پرداخت جریمهٔ سی هزار تومان نمود و شرط استخلاص آنان را منوط به عقد مستوره نمود، مستوره به ناچار بدین مزاوجت تن در داد و جز تسلیم در مقابل استخلاص پدر و جدش راه دیگری نداشت در حالی که خسرو خان پیش تر با حسن جهان خانم بیست و یکمین دختر فتحعلی شاه قاجارازدواج کرده بود و از او سه پسر به نامهای رضا قلی خان، امان الله خان و احمد خان و سه دختر به نامهای خانم خانمها که زن اردشیر میرزا برادر محمد شاه قاجار بود و دیگری عادله خانم همسر حسین خان والی شیراز و سومی آغه خانم داشت.
حسن جهان خانم زنی بود ادیب و شاعر و سیاستمدار و صاحب قدرت و مسلط بر زندگی خسروخان. مستوره بیشتر اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر و نوشتن تاریخ میگذرانید و چون خسرو خان نیز شاعر بود بیشتر او را بدین کار تشویق مینمود، رفته رفته مستوره به خسروخان علاقه مند شد. ماه شرف خانم در میان شاعران فارسی زبان با یغمای جندقی ارتباط شعری داشت و با سید عبدالرحیم مولوی که از بزرگان مکتب شعر گورانی است آشنا بود زیرا هر وقت سید عبدالرحیم مولوی به دیدار دوستانش غلامشاه خان اردلان و رضا قلی خان اردلان به سنندج میآمد از مستوره نیز دیدن میکرد و او را تشویق مینمود تا شعر کردی گورانی بگوید. اشعار مستوره به علت پختگی و استحکام و زیبایی در کردستان بابان دست به دست میشد، نالی شاعر معروف کرد سورانی سرا در اشعارش ضمن ستایش مستوره با گوشه و کنایه و طنز میخواست از حرمت او بکاهد اما برخلاف میلش موجب اشتهار و معروفیت مستوره در شعر و ادب گردید.
برخی براین عقیدهاند که برخی از شعرای سورانیسرا به علت اینکه مستوره شعر کردی نمیگفت ناراحت بودند و غزلی را سروده به او نسبت دادند به این مطلع:
* گرفتارم به نازی چاوهکانی مهستی فهتتانت
* بریندارم به زهخمی سینهسوزی تیری موژگانت
در منطقه کردستان اردلان تا آن تاریخ و بعدها سرودن شعر کردی سورانی مرسوم نبود.
البته برخی آن غزل را از مستوره میدانند و آن را نمادی برای درهم شکستن آداب و رسوم مردسالاری آن زمان میدانند
با سفارشهایی که مرتب مرحوم سید عبدالرحیم مولوی در سرودن اشعار کردی به مستوره مینمود، بعید به نظر میرسد که مستوره از قول و گفته او سرپیچی نموده و شعر کردی گورانی نسروده باشد، بعید نیست که هنوز اشعار کردیای از مستوره در زوایای منازل یا بیاضها و جُنگها و اوراق پراکندهٔ قدیمی موجود باشد.
دوران خوش بختی و آرامش روحی و به قول مستوره روزگار اعتبارش چندان طولانی نبود، زیرا خسرو خان اردلان در سال ۱۲۵۰ هـ.ق به عارضه کبدی گرفتار و پس از دو ماه مریضی در سن بیست و نه سالگی درگذشت، مرگ همسر و داغ از دست دادن برادر جوان ناکامش ابوالمحمد که در سن بیست و دو سالگی وفات یافت، علاوه بر اینکه نشاط و شادابی جوانی را از او سلب نمود، ضربات روحی زیادی بر پیکر نحیف و ضعیف او بر اثر دو ماه مریض داری و شب نخوابی، وارد ساخت و او را به سوی انزوا و عزلت و مطالعهٔ کتب دینی و تالیف کتاب عقاید کشانید.
مستوره سالیانی را به تنهایی در میان خانوادهٔ جانشینان خسروخان گذرانید. میرزا عبدالله رونق در شرح حال مستوره مینویسد: «در سنهٔ ۱۲۶۳ به علت فَترت ولایت، با خویش و عشیرت که یکی از آنها حقیر بود جلای وطن اختیار و در ملک بابان و خاک روم سکونت قرار داده و بار سفر آخرت را در آن مقام گشاده دست اجل گریبان حالش را گرفته بسوی گلشن جنان کشید و در جوار زهرا آرمید.»
در یک تذکره شعرای کردی چاپ عراق آمده: «جنازهٔ مستوره را از سلیمانیه به نجف انتقال دادند» ممکن است کلمهای از نوشتهٔ میرزا عبدالله رونق در اینجا ترک و از قلم افتاده باشد و منظور آن باشد: «در جوار زوج زهرا آرمید.»
چهره های ماندگار:
نادر اردلان معماري پركار محقق و معلمي تواناست او در ايران متولد شد و در سن هفت سالگي همراه خانواده اش به ايالات متحده امريكا سفر كرد او 18 سال از زندگي اش را به تحصيل در امريكا گذرانده و كارش را با اسكيدمور اونيگز مريل در سانفرانسيكو آغاز كر و در سال 1964 به ايران بازگشت و به دنبال آن موقعيتي را به عنوان رياست بخش معماري شركت نفت در ميادين نفتي ايران پذيرفت او به همراه خانواده اش به مسجد سليمان رفت جايي كه اولين چاههاي نفت در خرابه هاي معابد زرتشتيان كشف شده بوند او در آنجا مدت 2 سال ساختمانهاي زيادي را طراحي كرد . نادر اردلان مقدار زيادي از آگاهي اكولوژيكي خود را در طي همكاري نزديك با يان مك هارگ كه كتاب طراحي با طبيعت را به رشته تحرر در آورده پرورش داده تجربه او با اكولوژي به مدت جهار سال الي پنج سال تجربه هيجان آوري بود كه اداره محيط زيست به او و يان مك هارگ ماموريتي براي طراحي پارك محيط زيستي در تهران ماموريت داد از جمله تاثير گذار ترين معلمان او مي توان به لويي كان اشاره كرد كه در سالهاي تحصيل او كان برخي از مهمترين كارهايش را مي ساخت نادر اردلان بعد از مدتي با لويي كان كارش را شروع كرد اين كان بود كه توصيه نامه هايي را با انتشارات دانشگاه شيكا گو نوشت كه حس وحدانيت مي بايد چاپ شود . تفكرات كان د رابره اعتدال و غير اعتدال خصوصا تا زماني كه به كارش در ايالات متحده و هند و بنگلادش مربوط بود اثر شديد و مهمي در تفكر طراحي نادر اردلان داشت و تاثير غير اعتدال بود كه او آن را در فرهنگ ايراني و طي مطالعه اجمالي موسيقي – صنايع -ادبيات – شعر – طراحي باغ- و در نهايت معماري گذشته ايران كشف كرد. محيطهاي بسيار گرم و خشك و نيمه مرطوب بود كه سر آغاز انديشيدن اردلان درباره معماري سازگار با محيط شد . او به زودي نارسايي تحصيلات امريكايي خود را ياف كه براي به عهده گرفتن طراحي مناسب با فرهنگ آماده نساخته بود .
در آن زمان رومن گيرشمن –باستان شناس بزرگ فرانسوي در خرابه هاي معابد آتش زرتشتيان مشغول حفاري بود و اساسا روي ساختمانها وسايتهاي هخامنشيان و ساسانيان كار مي كرد نادر اردلان در انتها و در ترسيم پلانهاي بعضي از يافتها به گيرشمن كمك كرد . البته بعد ها كمك هاي شايان نادر اردلان در طراحي موزه هنرهاي معاصر تهران به كامران ديبا را نمي توان از خاطر برد .
او هر گز به مطالعه معماري ايران در يك دوره تاريخي مبادرت نكرد او به سرتاسر اين چشم انداز علاقهمند بود او از غارهاي خطي شمال ايران تا مارليك (قرن نهم تا هفتم قبل از ميلاد )شروع كرد و بقاياي خارق العاده اي در اصفهان و كاشان دوره اسلامي رسيد و بعد از آن دوره قاجار و به ويژه ساختمانهاييكه مادر بزرگ او در آنها زندگي ميكرد و آنجا بزرگ شده بود .
در سالهاي 1970 بود كه او در دانشگاه تهران تدريس ميكرد و در آن سال بود كه به فكر راه انداختن چند كنفرانس بين المللي افتاد او در سال 1970 اولين كنگره بين المللي معماران در ايران و در اصفهانبا كمك چند نفر از دوستانش در حرفه معماري و همكاري وزارت مسكن و شهرسازي ايران شكل گرفت مهمانان اين كنفرانس : لويي كان – پال رودولف- باك مينستر فولر – و جمعي از مغزهاي عالي را به مشاركت دعوت كرد موضوع كنفرانس نمايش امكان بالقوه تقابل خلاق بين سنت و تكنولوژي بود اما تلاشهاي بي پايان نادر اردلان چهار سال بعد در پرسپوليس هم ادامه داشت و او چنين گردهمايي را در شهر پارسه برپا كرد .
ماندالا در سال 1972 براي انجام سك معماري بر اساس موضوعات و تحقيقاتي كه او با آن مرتبط بود شكل گرفت . ماندالا از اين رو انتخاب شد كه ايده كلمه يكپارچه كردن دوباره اجزا با كل بود اردلان در اين رابطه چنين مي گويد : جامعه اي را تصور ميكرديم كه تاريخ افكار و معماري آن گسسته شده بود و بايد دوباره در يك سنتز جديد گذاشته مي شد در گسترش اين ايده سنتز هاي هماهنگ سنت و تكنو لوژي هم از طريق انتشارات و هم كار ساختماني در حال ايجاد يك همكاري خاصه براي آن زمان بوديم .
در پايان به تلاشهاي بي پايان نادر اردلان براي معرفي معماري ايران دست مريزاد مي گوييم . آقاي اردلان معمار و محقق خستگي ناپذير مچكريم . معماري ايران امثال نادر اردلان را كم داشته مهره هايي كه مي بايد به جستجوي تاريخ ايران و تاريخ معماري ايران مي پرداختند و اين گوهر بي مانند را به نسل هاي بعدي ميدادند كم كاري كردند نسل امروز كه نگارنده خود جز اين نسل است با معماري پر از چالشي به نام معماري ايران رو به روست . براستي چرا اينگونه ايم؟ مدتهاست كه دلخوشي مان چند بنا از اجدادمان شده . نه معماري امروز آن قوام ديروز را دارد نه شكوه آن را . اي كاش مهرهايي چون نادر اردلان پيشتر ها در آسمان معماري ما ظهور پيدا ميكردند و مي درخشيدند و درخشيدنشان همچنان ادامه دار بود بعد از نادر اردلان و عبدالحميد اشراق همچنان ستاره ها پر فروغ تر از ديروز سر بر مي آوردند .
|
شهرستان مريوان از جمله شهرستانهايي در استان كردستان است كه در دههي 60 به دليل جنگ تحميلي و حوادث ناشي از آن و در دههي 70 به دليل دستيابي و خريد و فروش كالاهاي خارجي و داخلي و داير شدن بازارچه مرزي، تغييرات جمعيتي چشمگيري داشته است. اين تغييرات جمعيتي مشتمل بر مهاجرت ساكنين روستاهاي مرزي و شهر مريوان به ساير نقاط شهرستان و استان در زمان جنگ تحميلي و برگشت آنان و نيز مهاجرت عدهي بسياري از شهرها و استانهاي همجوار به شهر مريوان، روستاي كانيدينار و جوجهسازي و روستاهاي حاشيهي درياچهي زريبار بدلیل مبادلات مرزی مجاز و غیرمجاز و پتانسیل های گردشگری ميباشد. |
||
آب و هوا:
منطقهي پوشيده از درخت مريوان شديداً تحت تأثير جريانها مديترانهاي قرار دارد و به علت كوهستانيبودن و برخورد اين جريانها ريزشهاي جوي زيادي ايجاد ميشود. جريانهاي آب و هوايي متأثر از اقيانوس اطلس و درياي مديترانه كه عامل عمدهي ريزشهاي كشور است ضمن عبور ازمنطقه و برخورد با كوههاي زاگرس بخشي از رطوبت خود را به صورت باران و برف از دست ميدهد. ميزان متوسط ريزشهاي جوي 800 تا 850 ميليليتر در سال گزارش شده است. بطور كلي آب و هواي مريوان سرد و كوهستاني متمايل به معتدل سرد و حتي مديترانهاي است. در طول 33 سال گذشته سردترين ماه سالۀ دي و گرمترين ماه تير ماه بوده است. ريزش برف و باران در اين شهرستان، باعث گرديده كه منطقه يك از پرآبترين مناطق غرب كشور باشد
رودخانه:رودخانههاي فرعي و اصلي متعددي در اين منطقه وجود دارد. رودخانههاي فرعي شهرستان مريوان در سه مسير عمده چشمهي گردلانه زريبار و دوآب جریان يافته و نهايتاً با ملحقشدن به همديگر رودخانهي سيروان را تشكيل ميدهند .رودخانههاي مهم مريوان عبارتند از:
رودخانه قزلچهسو از كوههاي شمال مريوان سرچشمه گرفته و به طرف غرب جريان دارد و با اجراي پروژه بند انحرافي و احداث كانال حد روز به طول 6/5 كيلومتر قسمتي از آب آن رودخانه وارد درياچهي زريبار شده و مابقي پس از پيمودن مسافتي در حدود 15 كيلومتر به خاك عراق ميريزد. مساحت حوزهي آن 108 كيلومتر مربع است.
رودخانه گاران كه از كوههاي سرشيو سرچشمه گرفته و در محلي به نام دوآوان در نزديك روستاي تفلي (از توابع شهرستان سروآباد) با رودخانهي رزاو به هم پيوسته و به رودخانهي سيروان ملحق و در نهايت به خاك عراق ميريزد. سر شاخهي دیگر رودخانهي گاران از كوههاي سياناو، زريبار و عصرآباد سرچشمه ميگيرد.
زیستگاه های مهم منطقه:
|
درياچه زريبار: اين درياچه در فاصله 2 كيلومتري شمال غربي شهر مريوان و در ارتفاع 1250 متري از سطح دريا قرار گرفته است. حجم تقريبي آب حدود 30 ميليون متر مكعب برآورد شده است. درياچه زريبار بدليل نيزارهاي اطراف و همچنين انواع گياهان آبزي و حاشيهاي از جمله بارهنگ آبي، هزارني، نيلوفر آبي، ني، لويي، جگن، بزواش، نعناع و گندميان زيستگاه مناسبي براي انواع جانداران از جمله ماهيان، پرندگان و پستانداران ميباشد. پرندگان مانند: اردك سرسبز، خوتكا، چنگر، گيلار، پرستوي دريايي و انواع كشيم از بوميان درياچه زريبار ميباشد. گونههايي از كشيم، گيلار، اردك سرسبز، انواع حواصيل، كاكايي و پرستوي درياچهاي را ميتوان در تمام فصول سال مشاهده نمود. همچنين گونههاي بومي از قبيل سياه ماهي خالدار، سياه ماهي معمولي، عروس ماهي، مارماهي و گونههاي رها شده شامل كپور معمولي، كپور آينهاي، فيتوفاك، آمور سفيد، كپور سرگنده ميباشد بر اساس تحقيقات بعمل آمده 5 گونه پلانكتون گياهي و 17 گونه پلانكتون جانوري در درياچه شناسايي گرديده است. پستانداراني كه در محدود درياچه زريبار زندگي ميكنند شامل: سگ آبي، روباه، گرگ، خوك وحشي، خرگوش و نوعي گربه وحشي ميباشد
|

حجم تقريبي درياچه حدود 30 ميليون مترمكعب برآورده شده است. محيط نيزارهاي اطراف درياچه حدود 5/22 كيلومتر ميباشد.رطوبت نسبي برابر 4/59 درصد است. آب درياچه، شيرين و از تعدادي چشمههاي كفجوش و نزولات جوي تأمين ميگردد.
درياچه زريوار به دليل نيزارهاي اطراف و همچنين انواع گياهان آبزي و حاشيهاي از جمله بارهنگ آبي، هزاران ني، نيلوفر آبي، ني، لويي، جگن، بزواش، نعناع و گندميان زيستگاه مناسبي براي انواع جانداران از جمله ماهيان، پرندگان و پستانداران ميباشد.
انواع پرندگان بومي شامل: اردك سرسبز، خوتكا، چنگر،گيلار، پرستوي دريايي و انواع كشيم از بوميان درياچهي زريوار ميباشد كه در سالهاي اخير به علت شلوغي درياچه و ورود افراد محلي با مشكل مواجه گشتهاند. گونههايي از كشيم، گيلار، اردك سرسبز، انواع حواصيل، كاكايي و پرستوي درياچهاي را ميتوان در تمام فصول سال مشاهده نمود.
استانداري كردستان به منظور فعال ساختن پتانسيلهاي توريستي درياچهي زريوار پروژهي مطالعاتي طرح توسعهي خدمات گردشگري درياچهي زريوار را در سال 1380 توسط مهندسين مشاوره بافت شهر به اجرا درآورد. منطقه طرح دشت باريكي با راستاي شمالغربي ـ جنوبشرقي كه از دو سو توسط ارتفاعات محصور شده است. درياچهي آب شيرين زريوار با مساحت تقريبي 6 كيلومتر مربع در مركز محدودهي مطالعاتي واقع شده است.
محدودهي طرح از سه واحد كوهستاني، بين كوهستان (يا كوهپايه)، و واحد درياچه تشكيل شده است. اراضي مسطح در حاشيهي درياچه و در امتداد شمالي و جنوبي آن واقع شده است. روستاها و مراكز جمعيتي در نوار كوهپايهاي واقع شده و واحد كوهستاني در دو سمت شرق و غرب درياچه با ارتفاعات مختلف قرار گرفتهاند. تپهي شرقي مشرف به درياچه در حال حاضر ناحيهي تجهيز شدهي گردشگري منطقه ميباشد.
منطقهي مريوان با ريزش باران ساليانه بين 800-700 ميليمتر از مهمترين کانون های بارانخيز كشور است. متوسط دماي سه ماهه تابستان ـ كه فصل اصلي گردشگري است ـ بين 4/21 تا1/25 درجه است. كه به اين ترتيب مناسبترين دما براي گردشگران محسوب ميشود (دماي استاندارد 25 ـ 20 درجه). ريزش نزولات زمستاني به صورت برف ، امكان يخبستن سطح درياچه در سالهاي سرد و تعدد روزهاي آفتابي در پاييز و زمستان از دیگر سو، شاخصهاي بسيار مناسبي براي گسترش گردشگري زمستاني (برفي و يخي) ميباشد.
بيلان آبي درياچه نشان ميدهد كه مساحت محدود حوزه آبريز درياچه معادل 9/87 كيلومتر مربع و متوسط آبدهي سالانهي درياچه در حدود 7/42 ميليون مترمكعب (36/1 متر مكعب در ثانيه) ميباشد.
تشريح طرح توسعهي خدمات گردشگري درياچهي زريوار
اين گزارش در چهارچوب طرح راهبردي توسعهي خدمات گردشگري درياچهي زريوار (مهندسين مشاور بافت شهر 1380)، پس از بازنگري در طرحها و برنامهها و تطبيق آن با شرايط اقتصادي و سياسي فعلي و برنامههاي توسعهي آتي استان، توسط مهندسان مشاور گزينه تهيه و تنظيم گرديده است.
محورهاي گردشگري
محور مريوان ـ پارك ساحلي
در طرح، اين محور به عنوان گردشگاه خطي و عامل ارتباط شهر مريوان با مجموعهي گردشگري پارك ساحلي در نظر گرفته شده كه داراي نقاطي براي پيک نیک ، مسيرهاي رفت و برگشت سواره، مسيرهاي پياده، دوچرخه و درشكهراني ميباشد. وجود فضاهاي تفريحي، ورزشي، اقامتي و پذيرائي در قسمت شمالي جاده و جلوگيري از ساخت و ساز در اراضي جنوبي سبب خلق مناظر زيبائي در مسير درياچه گرديده است.
محور مريوان ـ باشماق (بازارچهي مرزي)
بازارچهي مرزی باشماق در مسیر و فاصلهي شانزده كيلومتري درياچه واقع شده كه تعدا زيادي تجار، بازرگان خارجي و داخلي و افراد پیله ور محلي و شركتهاي حمل و نقل ترانزيتي كالا در آن فعاليت دارند. اين محور در حال حاضر به دليل ايجاد ارتباط بين شهر مريوان با بازارچه داراي عملكرد ترانزيت كالا بوده و به جز استفادهي روستائيان ساكن اطراف درياچه به عنوان جاده دسترس مسافرين خارجي به مقصد كشور عراق، تجار، بازرگانان و گردشگران و نيز براي ديدن بازارچهي مرزي و آثار هشت سال دفاع مقدس از آن استفاده مينمايند.
.